درباه  ما
آخرین مطالب
صفحات جانبی
امکانات پایگاه جامع ولایت (بزودی)
 
     
     
تصاویر تصادفی

امار وب سایت
دیگر امکانات
 ساعت
ارتباط زنده با مدیر
تقویم روز
نظر سنجی
اوقلت شرعی
توجه

توجه                                       توجه                                           توجه

             

مژده به ولایتی های عزیز:

1-به زودی امکانات وب آماده می شود.(به دلیل مشکلات ساخت امکانات به طول انجامید).

 

2-اگر مطلبی در مورد امام خامنه ای دارید در قسمت نظرات ارسال کنید و با نام خودتان در وب درج می شود.

 

3-با ارسال نظرات خود ما را در بهتر کردن وب یاری کنید و هر هفته بهترین پیام و یا نظر در وب درج می شود.

              

 




پنجشنبه 4 خرداد 1391-03:32 ب.ظ





مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین (ع) با حضور امام خامنه ای

مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین (ع) با حضور امام خامنه ای

هم‌زمان با اولین روز ماه رجب و میلاد باسعادت حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام و نیز سالروز فتح خرمشهر، مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین علیه‌السلام با حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرماندهی كل قوا برگزار شد.

فرمانده كل قوا در آغاز ورود به دانشگاه امام حسین علیه‌السلام با حضور در مزار شهدای گمنام و قرائت فاتحه، یاد و خاطره‌ی شهدای دفاع مقدس را گرامی داشتند و سپس از یگان‌های حاضر در میدان سان دیدند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنانی در این مراسم، عزت و اقتدار روزافزون ملت ایران را نتیجه‌ی پایداری و ایستادگی در مسیر بیعت الهی دانستند و تأكید كردند: ملت پیشگام ایران در دهه‌ی پیشرفت و عدالت، حركت پرشتاب خود را به سوی پیشرفت‌های بیشتر و تحقق عدالت ادامه می‌دهد و جبهه‌ی ظلم و استكبار و زورگویی بر خلاف هیاهوی ظاهری، رو به ضعف و نابودی است.

ایشان با تأكید بر این كه ملت ایران به آینده امیدوار است و افق آینده به او لبخند می‌زند، افزودند: جوانان سرافراز كه كشور متعلق به آنان است، باید مسیر پیشگامی ملت ایران را روزافزون ادامه دهد تا تعالی امت اسلامی تحقق یابد.

رهبر انقلاب اسلامی مسیر حركت به سمت قله‌های سعادت را به بركت مجاهدت نسل گذشته هموار خواندند و خاطرنشان كردند: البته هموار بودن مسیر به معنای نبود سختی و زحمت نیست، بلكه ادامه‌ی مسیر همچنان نیازمند پایداری و استقامت است.

فرمانده كل قوا همچنین با تجلیل از پایداری نیروهای مسلح اعم از سپاه، ارتش و بسیج در بیعت الهی تأكید كردند: نیروهای مسلح در دوران دفاع مقدس تجربه‌های ماندگاری از خود بر جای گذاشتند كه باید همواره از آنها استفاده شود و چراغ راه آینده باشد.

در این مراسم، سردار سرلشگر جعفری فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با ارائه‌ی گزارشی از آمادگی‌های نیروهای چهارگانه‌ی سپاه و سازمان بسیج و ارتقاء سطح توانمندی‌های آنها در چهارچوب دكترین دفاعی نظام اسلامی، به برنامه‌های آموزشی سپاه در قالب «نظام جامع تربیت و آموزش» اشاره كرد.

دریادار پاسدار مرتضی صفاری فرمانده دانشگاه افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین علیه‌السلام نیز گزارشی از برنامه‌های علمی، آموزشی و رزمی این دانشگاه ارائه كرد.

در این مراسم جمعی از فرماندهان، اساتید، دانشجویان، ایثارگران و خانواده‌های شهدای سپاه پاسداران، هدایای خود را از دست رهبر معظم انقلاب اسلامی دریافت كردند. همچنین نمایندگان دانش‌آموختگان و دانشجویان دانشگاه امام حسین علیه‌السلام مفتخر به دریافت درجه و سردوشی شدند. در پایان این مراسم یگان‌های حاضر در میدان از مقابل فرمانده كل قوا رژه رفتند.



پنجشنبه 4 خرداد 1391-11:02 ق.ظ





شهید مطهری در کلام امام خامنه ای

شهید مطهری در کلام امام خامنه ای

تزکیه اخلاق

مرحوم مطهری رضوان الله تعالی علیه انسانی بود که به دلیل ظاهر استدلالی،و منطقی برخورد کردنش با مسائل، این رقتها و لطافتها به او نمی آمد؛ اما باطن بسیار رقیق و لطیفی داشت .

شاید حدود سالهای 52 و 53 بود که به مناسبتی می گفتند :

من مایلم فرصتی پیدا کنم و کارهای دانشگاهی و درسی را کنار بگذارم و بروم قم .

تعبیری که ایشان می کردند؛ شاید این بود که[... خدا را ببینم] یا مثلا [ به لقای حق برسم] و یا تعبیری شبیه این . مقصود ایشان این بود که بروم آنجا و کار فرهنگی و فکری توأم با خلوت مناسب با عبادت و با ریاضت و توجه داشته باشم .

ایشان چنین روحی داشت . مردی بسیار دقیق و ظریف و به شدت تحت تأثیر هیجانات عرفانی و معنوی بود. با دیوان حافظ و اشعار عرفانی مأنوس بود . با قرآن انس زیادی داشت . تصور می کنم که هر شب ایشان تا مقداری قرآن نمی خواند؛ نمی خوابید. البته این را من در تعدادی از سفرهای ایشان به مشهد یا سفرهایمان به فریمان، دیده بودم .

 

تهجد و تلاوت قرآن

مرحوم مطهری مردی اهل عبادت و اهل تصفیه و تزکیه اخلاق و روح بود .

وقتی ایشان به مشهد می آمد؛ خیلی از اوقات به منزل ما وارد می شد. گاهی هم وارد منزل خویشاوندان همسرشان می شد، فراموش نمی کنم هر شبی که ما با مرحوم مطهری بودیم؛ می دیدم این مرد نیمه شب نماز شب می خواند و گریه می کرد؛ به طوری که صدای گریه و مناجات او افراد را از خواب بیدار می کرد .

یک شب ایشان در منزل ما بود . نصف شب از صدای گریه ایشان خانواده ما از خواب پریده بودند . البته اول ملتفت نشده بودند صدای کیست، اما بعد فهمیدند که صدای آقای مطهری است .

آن طوری که بعد از شهادتش از آیت الله منتظری که با ایشان هم حجره و همدرس و هم مباحثه بودند شنیدید،مرحوم مطهری از دوران طلبگی و جوانی اهل تهجد و نماز شب بود . هر شب قبل از اینکه بخوابد، گاهی در رختخواب و گاهی هم قبل از ورود به رختخواب قرآن می خواند .

 

اهل ذکر

اتاق ایشان هم وضعیت خاصی داشت که توجهات ایشان را مشخص می کرد . در اتاقشان یک تابلوی[ الله] بود که با نئون سبز نوشته شده بود و فقط در شب و تاریکی جلوه داشت و مشخص می کرد که استاد همان نیمه شب ها که مشغول ذکر خداست و ذهنش هم به یاد خداست،می خواهد از همه حواس خود نیز استفاده کند تا یاد خدا را هر چه بیشتر در خودش زنده نگاه دارد. به هر حال،ایشان مرد جامع الاطرافی بود. هم سیاسی بود و هم ایدئولوگ به نظر من قویترین ایدئولوگ ما بود، هم عارف بود و هم اهل تهجد و اهل ذکر و یاد و گریه و دعا .

 

خانوداه ای سرشار از معنویت

بر محیط خانوادگی ایشان هم صفا و معنویتی حاکم است که بر اثر همان حالت معنوی ایشان است . خانواده ایشان همسر محترمشان و فرزندانشان همگی حالتی معنوی و توجهاتی عرفانی دارند .

من خیال می کنم بسیاری از توفیقات مرحوم مطهری رضوان الله تعالی علیه بر اثر همین حالات و برکات معنوی بود، و آن حال و توجه و عبادت و عرفان، ایشان را موفق کرد .

 

احترام به پدر

از جمله خصوصیاتی که در این مورد در ایشان مشاهده کرده ام و خیلی هم برای من جالب بود، احترام عجیبی بود که ایشان برای پدرشان قائل بود . پدرشان روحانی محترمی در فریمان بود . آدم خوبی بود، اما ساکت . با اینکه شاید ساعتهای متمادی من با ایشان در مشهد در منزل مرحوم آیت الله مطهری رضوان الله تعالی علیه هم مجلس شده بودم؛ و نیز هر وقت ایشان می آمدند؛ پدر ایشان را در رفت و آمدها و جلسات می دیدم؛ هیچ وقت صحبت کردن ایشان را ندیده و نشنیده بودم تا از ایشان استفاده ای کرده باشم. اما مرحوم مطهری عجیب برای ایشان احترام قائل بود . در حالی که قطعا مرحوم مطهری رضوان الله تعالی علیه رتبه فکری بالاتری داشتند؛ اما به قدری در مقابل پدر خاضع بودند که حد نداشت . علت این بود که می گفتند :

اول کسی که مرا به مسائل معنوی و حال و عبادت هدایت کرد؛ پدرم بود. می گفتند پدرشان از دوران کودکی و جوانی ایشان را به قرآن خواندن وادار می کرد .

 

تلمذ در محضر رجال معنوی

دوران طلبگی آقای مطهری جزو دوره های بسیار خوب حوزه بود. تازه در قم آن نشو و نمای مجدد حوزه شروع شده بود .

ایشان در سال 1318 شمسی به قم آمدند و در سال 1320 قم از زیر آن فشار و اختناقی که حکومت پهلوی ایجاد کرده بود؛ خارج شد. بنابر این؛ ایشان دو سال از دوران اختناق قم و حوزه علمیه را لمس کرده بود. بعد از دوران شکوفایی مجدد حوزه علمیه قم، سه مرجع معروف در قم بودند: مرحوم آیت الله حجت، مرحوم آیت الله خوانساری و مرحوم آیت الله صدر که هر سه با هم و با همکاری، حوزه را اداره می کردند .

دو سه سال بعد هم مرحوم آیت الله بروجردی آمدند و قم رونق گرفت . دورانی که مرحوم مطهری در قم بود؛ دوران پارسایی و تهجد و عنایت طلاب به جنبه های معنوی و اخلاقی بود .

ایشان درس اخلاق و فلسفه را اول بار از امام آموختند. امام خمینی اوایل در قم درس فلسفه می دادند . بعد درس فلسفه را رها کردند و فقط فقه و اصول درس می دادند. از شاگردان دوره امام در مباحث فقه و اصول و نیز از شاگردان دوره فلسفه ایشان آقای مطهری و آیت الله منتظری بودند. این دو نفر از آن زمان شاگردان امام بودند و همدرس و هم مباحثه و هم حجره یکدیگر .

پیداست که تاثیر استادی مثل امام خمینی بر شاگرد در آغاز نشو و نمای علمی چقدر زیاد است. آن هم در درسهای حضوری در آن زمان که درس حوزه محدود بود و استاد می توانست درست بر شاگردانش اثر بگذارد. این هم در تکوین شخصیت ایشان مؤثر بود .

از جمله عناصر دیگری که بر شخصیت مرحوم مطهری تأثیر داشت؛ علامه طباطبایی بود . ایشان بارها از علامه طباطبایی همچون یک مراد و یک معشوق اسم می برد. و حتی در برهه ای ایشان می گفتند :

من دلم می خواهد اینجا کارهای دانشگاهی را رو به راه کنم و خود را باز نشسته کنم و بروم قم و مثل علامه طباطبایی بنشینم و مشغول فعالیت و تدریس شوم .

تربیب رجال معنوی بر ایشان خیلی اثر داشت . رجالی مثل مرحوم میرزا علی آقای شیرازی که عکس او را در اتاقش نصب کرده بود و با حالی ویژه از میرزا علی آقا یاد می کرد .

من به حال آقای مطهری غبطه می خورم. این لطفی که خداوند در حق ایشان کرد؛ واقعا چیز عجیبی است. مثلا زمانی که ایشان به قم رفت؛ همان اوایل کار استادی مثل امام خمینی را پیدا کرد .

کمتر کسانی بودند که توانسته باشند در آن برهه از زمان از این سر چشمه مواج صفا و معنویت و عرفان و حکمت، آن طور استفاده کنند که مرحوم شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه کرد. که شرحش را هم خود ایشان بیان کردند؛ و هم آیت الله منتظری، که همدرس و شریک و هم حجره ایشان بودند. همدرسی با آیت الله منتظری، درس مرحوم طباطبایی و انس طولانی با ایشان، استفاده از مرحوم میرزا آقا شیرازی و استفاده از مرحوم آقا نجفی قوچانی هم از عوامل مؤثر بر شخصیت ایشان بود .

 

رفیق سرخسی

در مورد آقا نجفی باید عرض کنم؛ اول بار[سیاحت غرب] را مرحوم شهید مطهری به من معرفی کردند. کتاب[سیاحت شرق] شرح حال زندگی مرحوم آقا نجفی است و[ سیاحت غرب] هم مربوط به اصطلاحات عرفا و تصورات عالم بعد از مرگ و برزخ است. مرحوم مطهری معتقد بود که مرحوم آقا نجفی[سیاحت غرب] را از روی خیالات ننوشته؛ بلکه از روی مکاشفه نوشته است .

مرحوم آقا نجفی به قم می رفت و با آقای مطهری هم حجره می شد. شاید هم مثلا در حجره نزدیک ایشان بود. معمولا در ماه رمضان اهل علم در شهرهای خودشان می مانند، منبر می روند؛ نماز جماعت مفصل می خوانند و مردم به آنها توجه دارند. مرحوم مطهری می گفت :

ماه رمضان که می شد؛ آقا نجفی با آن وجهه و اعتباری که در قوچان داشت؛ می آمد و در مدرسه دارالشفاء با من هم حجره می شد. بعد هم بزرگان آن روز قم، مثل مرحوم خوانساری، مرحوم صدر و ...به دیدن ایشان می آمدند و احترام می کردند و از ایشان می خواستند برایشان منبر برود و تقاضا می کردند که نماز جماعت بخواند. ولی ایشان قبول نمی کرد و می گفت[من قوچان را رها کردم؛ آمدم اینجا، حالا می گویید اینجا امام جماعت بشوم؟] ! آقا نجفی با همه این آقایان رفیق بود. به مرحوم آقای خوانساری ارادت داشت و در نماز مرحوم آقای خوانساری شرکت می کرد .

مرحوم آقا نجفی در کتابش از چند رفیق اسم می برد؛ مثل رفیق اصفهانی، رفیق یزدی و ...از جمله از رفیقی یاد می کند که من الان درست یادم نیست اما گویا رفیق سرخسی است. آقای مطهری می گفت: احتمالا آن رفیق، پدر من است که با ایشان دوست و معاشر بوده .

خدای متعال به ایشان لطف کرده بود و استادان، شخصیتها، و بزرگانی را که خیلی کم اتفاق می افتد که انسان در مدت عمرش یکی دو تا از آنها را ببیند؛ دیده بود و الحمد الله توفیقات الهی از همه جهت نصیب آن بزرگوار بود .

 

 


ادامه مطلب


شنبه 30 اردیبهشت 1391-06:35 ب.ظ





  • تعداد صفحات :19
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...